آمار مطالب

کل مطالب : 48
کل نظرات : 0

آمار کاربران

افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 12
باردید دیروز : 26
بازدید هفته : 73
بازدید ماه : 558
بازدید سال : 7958
بازدید کلی : 25956





تبلیغات
<-Text2->
نویسنده : شروین
تاریخ :
نظرات
تخفه ای از تاریخ ایران برای دوستداران این مرزو بوم و نگاهی گذرا به بخش هایی از تاریخ جهان
ز بهر بر و بوم و فرزند خویش   زن و کودک و خرد و پیوند خویش
همه سربه‌سر تن به کشتن دهیم   از آن به که کشور به دشمن دهیم
ز خاکیم باید شدن سوی خاک   همه‌جای ترس است و تیمار و باک
جهان سربه‌سر حکمت و عبرت است   چرا بهره ما همه غفلت است؟

فردوسی.شاهنامه

تعداد بازدید از این مطلب: 195
برچسب‌ها: گفتار برگزیده , ,
موضوعات مرتبط: گفتار برگزیده , ,
|
امتیاز مطلب : 108
|
تعداد امتیازدهندگان : 23
|
مجموع امتیاز : 23


نویسنده : شروین
تاریخ :
نظرات

در طول پنج دهه بین ۱۲۰۰ (پ٫م) و ۱۱۵۰ (پ٫م)، تمدن‌های عصر برنز در خاور نزدیک، منطقه اژه،آفریقای شمالی، قفقاز، بالکان، و شرق مدیترانه که برای هزاران سال در ثباتی نسبی رشد کرده بودند، به شکلی ناگهانی و خشونت‌آمیز سقوط کردند و تمدن جهان برای قرن‌ها وارد عصری تاریک شد که تا ظهور تمدن‌های عصر آهن ادامه داشت.

در این سالها، چهار تمدن اصلی عصر برنز، که عبارت بودند از پادشاهی نوین مصر در مصر و شام، امپراتوری هیتی‌ها در جنوب آناتولی (ترکیه امروزی)، امپراتوری آشور در میانرودان، و تمدن میسنی در یونان و جزایر اژهبه دلایل نامعلومی دچار اختلال شدند. به گفته رابرت دروز: «در این دورهٔ چهل یا پنجاه ساله، بزرگترین شهرهای جهان در آن زمان نابود شدند و در بسیاری از آن‌ها پس از آن هرگز کسی زندگی نکرد.»در این دوره راه‌های تجارت بین ملل قطع شد و سواد خواندن و نوشتن در بسیاری از مناطق از بین رفت.

در مورد علل این سقوط اجماعی بین محققان وجود ندارد. در نوشته‌های این دوره از گروه‌های مرموزی به نام مردمان دریا نام برده شده که تمدن‌های پیرامون دریای مدیترانه را مورد هجوم قرار می‌دادند، ولی وجود تاریخی چنین قومی ثابت نشده است. از دلایل دیگری که درین مورد مطرح شده می‌توان به تغییرات آب و هوایی، آتشفشان‌ها، خشکسالی، شکست فناوری برنز در برابر فناوری آهن، انقلاب در جنگ‌افزارها، نافرمانی مزدورها، و سقوط عمومی سیستمی اشاره کرد.

از بین تمدن‌های عصر برنز، تمدن ایلام تحت تأثیر این سقوط قرار نگرفت و تمدن آشور آسیب کمتری دید. در نهایت در فاصله ۹۱۱ (پ٫م) و ۶۰۵ (پ٫م) با صورت گرفتن مهاجرت‌های جدید و ظهور تمدن‌های آشوری نو،اورارتو، فینیقی، یونانی و مردمان ایرانی (ماد، پارس، و پارت) این دورهٔ تاریک به سر رسید و عصر کلاسیک آغاز شد.

تعداد بازدید از این مطلب: 0
موضوعات مرتبط: برگی از تاریخ جهان , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : شروین
تاریخ :
نظرات

مجسمه هرکول، در کناره شاهراه شرقی-غربی جاده ابریشم یا جاده بزرگ خراسان در محوطه تاریخی بیستون نزدیک کرمانشاه از سنگ تراشیده شده‌است. این مجسمه در دوران سلوکی ساخته شده.

این تندیس که بر سکویی به طول ۲/۲۰ متر به پهلوی چپ به طور نیم خیز به آرنج تکیه نموده و در دست چپ پیاله‌ای دارد که تا نزدیک صورت نگه داشته‌است و نیز دست راستش برروی پای راست قرار گرفته و پای چپ را تکیه گاه پای دیگر نموده‌است. طول مجسمه ۱/۴۷ متر که به طور برجسته از سنگ کوه تراشیده شده و از طرف پشت به کوه متصل است. در عقب مجسمه نقوش و کتیبه‌ای به زبان یونانی قدیم بر روی سنگ نقش شده‌است نقوش آن شامل درخت زیتونی است که از شاخه آن کماندان و تیردانی آویزان شده‌است.

در کنار این درخت گرز مخروطی شکل گره داری حجاری شده که برجستگی آن نسبت به سایر نقوش بیشتراست. کتیبه به خط یونانی قدیم در هفت سطر بر روی لوحی به ابعاد ۳۳ × ۴۳۳ سانتیمتر که نمای آن به شکل معابد یونانی ساخته شده نوشته‌اند. در زیر تنه هرکول نقش شیری دیده می‌شود که درازای آن از سر تا دم ۲۰۰ سانتیمتر و بلندی دم آن ۱۱۴۴ سانتیمتر است.مان ساخت مجسمه سال آنطور که در کتیبه آن ذکر شده ۱۵۳ قبل از میلاد است این تاریخ با اواسط سلطنت مهرداد اول اشکانی (اشک نهم ۱۳۶–۱۷۴ ق. م) منطبق می‌باشد. نام سازنده این مجسمه «امن کل» و احتمالاً از فرماندهانان  محلی است. زمان ساخت این مجسمه با فتح ماد بزرگ توسط اشکانیان همزمان است.ن مجسمه در سال ۱۳۳۷ به هنگام عملیات ساخت جاده همدان کرمانشاه کشف گردید.

سر این مجسمه دو بار (بار دوم در سال ۱۳۷۰) کنده و دزدیده شد ولی کشف گردید. اما مسئولان میراث فرهنگی ترجیح دادند برای جلوگیری از آسیب بیشتر سر کنونی هرکول را هنرمندان تازه از جنس همان سنگ (سنگ آهک) ساخته و نصب شود و سر اصلی در گنجینه میراث فرهنگی نگهداری گردد. همچنین از آنجا که در فرهنگ یونان و روم، بدن انسان به صورت برهنه زیباست، بسیاری از مجسمه‌ها را به صورت برهنه می‌ساخته‌اند. آلت مردی این مجسه طبق نظر اهالی  شهرستان بیستون، در اوایل انقلاب شکسته و تخریب شد. همچنین پیاله شراب دست مجسمه نیز به همین صورت آسیب دید. تصاویر قدیمی از این مجسمه تفاوت‌های مجسمه را پیش و پس از تعمیر نشان می‌دهد. درازای این تندیس ۱۴۷ سانتی‌متر است.

تعداد بازدید از این مطلب: 63
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3


نویسنده : شروین
تاریخ :
نظرات

هرم بزرگ جیزه ( هرم خوفو یا هرم خئوپس) در مصر تنها بازمانده عجایب هفتگانه جهان به شمار می‌آید. پندار بر اینست که این هرم آرامگاه فرعون خوفو از دودمان چهارم بوده‌است. از اینرو به این هرم، هرم خوفو هم گفته می‌شود. این هرم در شهر قاهره مصر واقع شده‌است و قدمت آن به حدود ۲۶۰۰ ق. م. می‌رسد. ساخت آن توسط ۱۰۰٫۰۰۰۰ نفر کارگر در مدت ۲۰ سال به اتمام رسیده‌است.

این هرم که همراه با ده هرم کوچک‌تر در خارج از قاهره - در مصر- قرار دارند، به دستور خوفو یا خئوپس، فرعون سلسله چهارم، ساخته شد.

مصریان باستان به زندگی پس از مرگ اعتقاد فراوانی داشتند و این هرم در واقع مکان مقبره و محل زندگی فرعون پس از مرگ او به شمار می‌آمده‌است. از آنجایی که گنجینه فرعون نیز همراه با او در این هرم قرار داده می‌شد، راه ورود به مقبره بسیار پیچیده و تودرتو است و تعداد زیادی از سازندگان و مهندسین آن نیز در راهروهای آن ناپدید شدند.

هرم در اصل ۱۴۷ متر ارتفاع داشته‌است که در حال حاضر در اثر فرسایش، به حدود ۱۳۷ متر رسیده‌است. هر ضلع قاعده هرم ۲۳۰ متر طول دارد و در ساخت آن از حدود ۲٬۳۰۰٬۰۰۰ بلوک به وزن متوسط ۲٫۵ تن استفاده شده‌است. تاریخ شروع به ساخت این بنای عظیم ۲۵۸۹ قبل از میلاد، همزمان با شروع فرمانروایی خوفو و تاریخ اتمام آن حدود ۲۵۶۹۹ قبل از میلاد تخمین زده  شده‌است. هرم جیزه تنها بازمانده عجایب هفت‌گانه‌است.

بسیاری از دانشمندان و باستان شناسان احتمال می‌دهند سنگهایی که در ساخت این بنا مورد استفاده قرار گرفته‌اند از معادن استخراج می‌شدند و بعد کارگران آنها را به سوی این مکان منتقل می‌کردند.

در داخل هرم سه اتاق وجود دارد که بزرگترین آن در پایین ترین طبقهٔ هرم است. جزئیات عجیبی در مورد این اتاق‌ها وجود دارد که توسط رباتی که مخترع آن یک مهندس آلمانی بنام رادولف گانتن برینک بود کشف شد. تابوت فرعون که از گرانیت قرمز ساخته شده بیش از حد کوتاه است.

تعداد بازدید از این مطلب: 34
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


نویسنده : شروین
تاریخ :
نظرات

این عملیات شامل کشتار مردم عادی و تبعیدهای اجباری زنان و بچه‌ها نیز بود که در خلال این تبعیدها به دلیل نبود آذوقه و دشواری راه جان می‌باختند.ولت کنونی ترکیه به عنوان وارث امپراتوری عثمانی، مدعی است که دلیل انجام این اعمال از سوی دولت عثمانی چیزی جز دفاع از خود نبوده‌است.

دولت‌مردان ترکیه همچنین ادعا می‌کنند «از آن‌جایی که دولت عثمانی احساس کرده بود یونانی‌ها با کشورهای دشمن آن‌ها، از جمله روسیه همکاری می‌کنند با این کشتارها به دفاع از خود برخاسته‌است. بدین خاطر این کار نباید نسل‌کشی خوانده شود. این در حالیست که کشورهای عضو متفقین در جنگ جهانی اول دیدگاه متفاوتی دارند. از دید آن‌ها کشتار و قتل‌عام یونانیان مستقر در عثمانی توسط دولت این کشور باید به عنوان جنایت علیه بشریت قلمداد شود.

در میان دلایلی که برای قتل‌عام بافت جمعیتی یونانیان مستقر در آناتولی توسط دولت عثمانی ذکر شده، یکی می‌توان به واهمهٔ دولت از احتمال کمک‌رسانی این جمعیت به دشمنان عثمانی (به خصوص روسیه) اشاره کرد و دیگری باوری بود که در میان تعدادی از سردمداران ترک ایجاد شده بود مبنی بر اینکه ایجاد کشوری جدید و مدرن برای ترک‌ها در گرو ایجاد کشوری با یک نژاد واحد (که همان ترکها می‌باشند) است و این کار با تصفیه نژادی که همان پاکسازی منطقه آناتولی از اقلیت‌های دینی و نژادی (به خصوص یونانیان، آشوریان و ارامنه) صورت می‌پذیرد.

 

در مورد تلفات انسانی، منابع متعدد از مرگ ۳۰۰٫۰۰۰ تا ۳۶۰٫۰۰۰ یونانی تنها در منطقهٔ پونتوس خبر می‌دهند. اما نتایج آمار یونانیان کشته‌شده در تمام منطقه آناتولی حاکی از بیشتر بودن تعداد کل قربانیان نسبت به این تعداد است.

اسماعیل انور پاشا ، وزیر جنگ عثمانی در جنگ جهانی اول، یکی از مهره‌های کلیدی در نسل‌کشی یونانیان و ارامنه قلمداد می‌شود.

بر اساس گزارش‌های اتحاد بین‌المللی حقوق و آزادی مردم،در خلال سال‌های ۱۹۱۶ تا ۱۹۲۳ بیش از ۳۵۰٫۰۰۰ یونانی در منطقهٔ پونتوس در نتیجهٔ قتل‌عام، شکنجه و تبعیدهای اجباری کشته شدند.مریل پترسون،پروفسور تاریخ دانشگاه ویرجینیا، بر طبق اسناد معتبر تعداد کل یونانیان کشته شده در منطقهٔ پونتوس را ۳۶۰٫۰۰۰ نفر ذکر می‌کند. بر طبق گفتهٔ جورج والاوانیس«تعداد کشته‌شدگان یونانی در منطقهٔ پونتوس از زمان آغاز جنگ جهانی اول تا ماه مارچ سال ۱۹۲۴ میلادی ۳۵۰٫۰۰۰ نفر تخمین زده می‌شود که در نتیجهٔ قتل‌ها، دار زدن‌ها، بیماری و دیگر سختگیری‌های اعمال شده توسط ترکان صورت گرفته‌است.»

 

جسد کودک قربانی در کنار بزرگسالان. این عکس نشان‌دهندهٔ وسعت فاجعه‌است که در آن حتی به کودکان خردسال نیز رحم نمی‌شد. (سال ۱۹۲۲)

کنستانتین هاتزیدیمیتریو می‌نویسد که «تعداد کل کشته‌شدگان یونانی مستقر در آناتولی در طول جنگ جهانی اول و پیامدهای بعدی آن ۷۳۵٫۳۷۰ نفر است.»ادوارد هال بیرستادتدر مورد تعداد قربانیان تأکید می‌کند که «بر اساس مدارک رسمی به‌جامانده، ترک‌ها از سال ۱۹۱۴ میلادی ۱٫۵۰۰٫۰۰۰ ارمنی و ۵۰۰٫۰۰۰ یونانی که شامل مردان، زنان و حتی کودکان بودند را با خونسردی تمام به طرز فجیعی سلاخی کردند.» گزارش شده‌است که در کنفرانس لوزان (در اواخر سال ۱۹۲۲ میلادی) وزیر امور خارجه بریتانیا لرد کرزن در خلال بیاناتش اظهار کرده‌است که «یک میلیون یونانی در آناتولی کشته شده، تبعید گشته و یا در اثر گرسنگی جان باخته‌اند.» همانند تمام نسل‌کشی‌ها هیچ توافق نظری مبنی بر اینکه دقیقاً چه تعداد یونانی در نتیجهٔ برنامه نسل‌کشی ترکان عثمانی کشته شده‌اند وجود ندارد اما به طور جامع پذیرفته شده‌است که نزدیک به یک میلیون یونانی در خلال سال‌های ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۳ در نتیجهٔ قتل‌عام‌ها و تبعیدهای اجباری جان خود را از دست داده‌اند. تحقیقات آماری اخیر نیز نشان می‌دهد که تعداد کل قربانیان بین ۷۳۰٫۰۰۰ تا۱٫۷۰۰٫۰۰۰ نفر بوده‌است.

تعداد بازدید از این مطلب: 48
موضوعات مرتبط: برگی از تاریخ جهان , ,
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


نویسنده : شروین
تاریخ :
نظرات

در سال ۶۱۸ ه. ق بین طغاچار داماد چنگیز مغول با مرزداران نیشابور درگیری رخ داد. در یک روز هزار نفر از طرفین به قتل رسیدند ولی در وقت مراجعت تیری به سوی طغاچار از جانب یک مرزدار نیشابور انداخته شد که بر اثر جراحات وارده از پای درآمد.

مردم نیشابور چند روز بعد متوجه شدند که در این جنگ داماد چنگیز کشته شده و سپاه مغول دست از آنها برنخواهند داشت، بنابراین به سرکردگی شرف‌الدین امیر مجلس حاکم نیشابور متحد و هم قسم شدند که «تا جان در بدن دارند از پای ننشینند و تسلیم نشوند.» شهر و اهالی نیشابور علیه مغولان شورش کردند.

تولی‌خان پسر چنگیز که این خبر را شنید پس از فتح مرو با لشکریان خود به نیشابور آمد و به همه امرای سپاه خودش اعلام کرد که چنگیز گفته‌است:

چون مردم نیشابور طغاچار را کشته اند هیچ‌یک نباید زنده بمانند و شهر باید خراب شود و در محل جو کاشته شود

بنابر این سپاهیان مفول در روز چهارشنبه نیمه ربیع الاخر سال ۶۱۸ ه. ق با سه هزار چرخ انداز و صد منجنیق و عراده و چهارصد نردبان و هشتصد نفت انداز و دو هزار و پانصد خروار سنگ محاصره کردند.

شرف الدین نیز، در مقابل، بر در هر دروازه نیشابور دوازده هزار مرد جانباز و تیرانداز تعیین نمود. مدت هشت شبانه روز از دو طرف در کوشش و کشش بودند و عده‌ه‌ای بی‌شمار از طرفین به قتل رسیدند و نیز چند تن از امرای نامدار تولی‌خان کشته شدند. در این موقع حاکم نیشابور به اتفاق ائمه و اعیان و اصول و کلانتران نیشابور قاضی ممالک خراسان مولانا رکن‌الدین علی بن ابراهیم مغیشی را به نزدیک تولی‌خان فرستادند و اظهار تبعیت و خراج گزاری کردند ولی تولی‌خان قبول ننمود و قاضی را نگهداشت. روز دیگر بعد از برگزاری نماز جمعه در نیشابور، تولی‌خان در اطراف شهر گشتی زد و به سپاهیان خود گفت می خواهم امشب این شهر را گرفته باشید. لشکریان به یکباره حمله آوردند و

مجانیق و خرکها را پیش بردند و نفت اندازان نفاتی کردند و از در نشیب و فراز و درون و برون و جوان و پیر غلغله و نفیر و ولوله شهیق و زفیر به اوج رسید و از هفتاد نقطه دیوارهای شهر را سوراخ کردند و قریب ده هزار سرباز مغول تا صبح به خونریزی پرداختند و صبح شنبه همسر طغاچار (دختر چنگیز) با ده هزار سوار وارد شهر شد و از روز شنبه تا چاشتگاه چهارشنبه قتل و غارت کردند و همه مردم را به جز چهار کمانگر کشتند و حتی سگها و گربه ها را کشتند و باروی شهر را کوفته و مناظر و منازل و حصارها و همه قصرها را با زمین هموار ساختند و هفت شبانه روز بر شهر آب بستند و سپس جو کاشتند و تا سبز شد توقف نمودند. مدت ۱۲ شبانه روز شمارش مقتولان به طول انجامید و یک میلیون و هفتصد و چهل و هفت هزار مرد به استثنای زنها و اطفال به شمارش درآمد.

تعداد بازدید از این مطلب: 162
موضوعات مرتبط: برگی از تاریخ ایران , ,
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


نویسنده : شروین
تاریخ :
نظرات

حمله مغول به نیشابور یا سقوط نیشابور (میلادی ۱۲۲۱) بخشی از حملات مغول به سلطنت خوارزمشاه بود که طی آن شهر نیشابور و ربع نیشابوراشغال و غارت گشت.

حمله مغول و تاثیرات پس از آن، به عنوان ضربه‌ای رکودکننده در تاریخ نیشابور و درپی آن تمدن اسلامی و ایران مطرح است. این شهر مهد علم و دانش و نوآوری در دوران طلایی اسلام بود «تبدیل به جویبارهای خون گردید، و از سران مردان و زنان و کودکان هرم‌هایی ساخته شد، و حتی به سگ‌ها و گربه‌های شهر نیز رحم نکردند.»

سقوط نیشابور، ضربه‌ای بزرگ برای سلطنت خوارزمشاهیان و ایران بود. بعد از پیروزی مغولان، این شهر و شهرهای تابع آن سال‌ها خالی از سکنه بود.

سلطان محمد خوارزمشاه، نتوانست در مقابل حملهٔ چنگیزخان، ایستادگی کند. شهر و ولایات ماوراءالنهر، هر یک به طور جداگانه، علیه مغولان جنگیدند. سلطان، به بهانهٔ آن‌که لشکر جدیدی را آماده کند، به سوی خراسان گریخت و بر طبق خبری، وی در تاریخ ۱۲ صفر ۷۱۷هـ/۱۸ آوریل ۱۲۲۰م وارد نیشابور شد به سمت بغداد نزد خلیفه روانه شد.

سپاه‌سالاران مغول، همچنان به تعقیب او ادامه می‌دادند. پس از مدتی، دسته‌های سربازان –تغوچارنویان- داماد چنگیزخان، برای تصرف ولایات خراسان، عازم این دیار شدند. همزمان، دسته‌های برکه نویان هم به لشکر تغاچار نویان پیوستند. هریک از دسته‌های مغول، وظیفهٔ معین داشتند ولی تاکتیک تصرف شهرها و روستاها، یک سبک بود. روستاها و دهکده‌های کوچکتر را تخریب می‌کردند و مردان را به اسارت می‌گرفتند تا در محاصرهٔ شهرهای بزرگ از آن‌ها به عنوان نیروی غیرمنظم استفاده کنند. این دسته‌ها، قلعه‌ها و حصارها را محاصره می‌کردند و توسط منجنیق‌ها، دیوار قلعه‌ها و حصارها را فرو می‌ریختند، ساکنان شهرها را بیرون می‌راندند و سپس آن‌جا را اشغال و غارت می‌کردند و بعد از این، اهل شهر را بعضاً قتل‌عام می‌کردند. «مغولان، آن‌چنان ترسی در میان مردم حکمفرما کرده بودند که هیچ فردی جرأت فرار و حرکت را نداشت.» یکی از نویسندگان و و شاهدان واقعهٔ حمله مغول در آن روزگار، می‌نویسد:

در این میان، وضعیت روحی اسیران، بسیار مطلوب‌تر از کسانی بود که در خانه به انتظار سرنوشت می‌لرزیدند.

در ۱۱ربیع‌الاول سال ۶۱۷ هجری، سپاه جبه نویان و سوبوتای بهادر، به دروازهٔ شهر نیشابور رسیدند. جبه نویان، ابتدا ۱۴ نفر سواره را که ساربان بودند، جهت تعقیب فرستاد. این گروه، از وضع وزیر شریف‌الدین، آگاه بودند. چند نفر از سواران دیگر به دنبال آن‌ها رفته و در مسافت سه فرسنگی از شهر، آن‌ها را یافتند که تعدادشان تقریباً هزار نفر بود و مغولان طی زد و خوردی، آن‌ها را شکست دادند و هر چه که راجع به سلطان محمد خوارزمشاه لازم بود، به دست آورده و بعد از آن اسیران را کشتند. بعد از این، مغولان، از اهالی شهر خواستند که تسلیم شوند، و حاکم شهر نیشابور – مجیرالملک - چنین پاسخ داد:

شهر نشابور، از قبل سلطان، من دارم و من مردی پیرم، اهل قلم و شما بر عقب سلطان می‌روید، اگر بر سلطان، ظفر باشد ملک شما راست و من نیز بنده باشم.

مجیرالملک تغذیهٔ مغولان را تامین کرد و آنان نیز به تعقیب سلطان به راه افتادند. بعد از رفتن این سپاه، روز به روز سپاهیان جدید مغول به نیشابور نزدیک می‌شدند. این اوضاع، تا اول ربیع‌الثانی ادامه پیدا کرد.

در این روز، جبه نویان، خود به نیشابور رسید و شیخ‌الاسلام، قاضی و وزیر شهر را به نزد خود فراخواند. اما رؤسای شهر سه نفر از طبقهٔ متوسط شهر را نزد نویان مغول فرستادند تا در مورد تغذیه و علوفهٔ مغولان، به گفتگو پردازند. جبه نویان، متنی را به حروف ایغوری و با مهر سرخ به آن‌ها داد و از این طریق، از آن‌ها خواست تا سپاهیان مغول را از نظر غذا تامین کنند و نیز دستور داد تا هرچه زودتر حصارهای اطراف شهر، تخریب شود و بعد از این، جبه نویان نیز به دنبال سلطان محمد خوارزمشاه به راه افتاد. اما هر جای را که ترک می‌کردند، غنایم به جای گذاشته و شحنه و حاکم جدیدی تعیین می‌کردند. سپاهیان مغول که منطقه نیشابور آمده بودند، و چون تعداد سپاهشان بسیار کم فقط به غارت و چپاول اطراف شهر می‌پرداختند. خراسان آن روزگار، بیش‌تر از بیست شهر متوسط داشت و بدین علت، مغولان در ابتدا به تصرف این شهرها پرداختند. بعد از آن‌که این شهرها و دهکده‌ها را تصرف کردند، با نیروی بیش‌تر و قوی‌تر، روانهٔ نیشابور شدند.

تعداد بازدید از این مطلب: 123
موضوعات مرتبط: برگی از تاریخ ایران , ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد

هگل، ایرانیان را نخستین ملت تاریخی و شاهنشاهی ایران را اولین امپراطوری تاریخ می‌داند.


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود